وقتی ایران غزه را از دست داد

 وقتی ایران غزه را از دست داد!



در میانه‌ی مسیر طوفانی تاریخ، جایی میان خاک داغ شام و نسیم مدیترانه، شهری کوچک ایستاده بود که سرنوشتش را به دستان شجاعت سپرده بود: غزه.


سال، حدود ۳۳۲ پیش از میلاد بود.

امپراتوری باشکوه هخامنشی، زیر فشار پیشروی برق‌آسای اسکندر مقدونی در حال فروریختن بود. 

اسکندر پس از پیروزی بزرگش بر داریوش سوم در نبرد «ایسوس»، راه مصر را در پیش گرفته بود تا جنوب امپراتوری ایران را هم در هم بشکند.

 اما در میانه‌ی این راه، شهری کوچک مانع مسیر او شد: غزه.

دژی ایرانی، فرماندهی ایرانی، و تصمیمی ایرانی برای ایستادن.


⚔️ سرداری به نام بتیس


فرمانده دژ غزه، مردی بود از تبار جنگاوران پارسی به نام بتیس (Batis).

اسکندر به او پیام فرستاد که:

«دروازه‌ها را بگشا تا خون ریخته نشود.»


اما بتیس پاسخ داد:

«دروازه‌ی این شهر، با شمشیر باز می‌شود، نه با تهدید.»

و این آغاز سه ماه مقاومت در برابر اسکندر کبیر بود — مقاومتی که بعدها در تاریخ یونانیان نیز با حیرت از آن یاد شد.


🛡 سه ماه محاصره، سه ماه مقاومت

اسکندر سپاهی از هزاران مرد جنگی داشت و برج‌های محاصره و منجنیق‌های سنگین را از شهر «صور» آورده بود.

اما بتیس، با شمار اندکی از سربازان ایرانی و محلی، با کمبود آب و غذا، هر روز از دژ دفاع می‌کرد.

غزه، در ارتفاعی از شن و سنگ ساخته شده بود و از بالا، دیدی کامل بر دشت داشت؛ این موقعیت جغرافیایی، به بتیس فرصت داد تا ماه‌ها در برابر حملات پیاپی مقدونیان مقاومت کند.

در هر حمله، صدها سرباز یونانی کشته می‌شدند. اسکندر دو بار مجروح شد و خشم و غرور مقدونی‌اش در آتش این شکست‌ها می‌سوخت.

🕯 سقوط دژ و سکوت سردار

در نهایت، پس از سه ماه نبرد سنگین، بخشی از دیوار دژ با منجنیق‌های بزرگ فرو ریخت.

اسکندر با تمام قدرت وارد شهر شد و دستور داد هیچ‌کس زنده نماند.

وقتی بتیس را دست‌بسته نزد او آوردند، اسکندر با نگاهی از غرور و انتقام پرسید

:

«اکنون که شهر سقوط کرده، چه می‌گویی؟ چرا تسلیم نشدی؟»

بتیس، با نگاهی آرام و بی‌کلام به چشمان او خیره شد.

همین سکوت، خشم مقدونی را به جنون رساند.

او فریاد 

زد:

«با من همان خواهی شد که آشیل با هکتور کرد!»

و دستور داد پای‌های بتیس را سوراخ کرده، طناب از آنها بگذرانند و او را پشت ارابه‌ی خود در گرداگرد دیوارهای غزه بکشند.

غزه آن روز در خون غلتید، اما نام بتیس زنده ماند؛ سرداری که در برابر اسکندر کبیر، نه با سپاه، بلکه با شرافت ایستاد.

🕊 یادگار تاریخ، پژواک امروز

غزه پس از آن به تصرف اسکندر درآمد و راه مصر برایش گشوده شد.

 

اما در تاریخ، همیشه پرسشی باقی ماند:

آیا اسکندر با آن قدرت و جهان‌گشایی، پیروز واقعی این نبرد بود؟

یا آن سرباز خاموش ایرانی که مرگ را بر تسلیم ترجیح داد؟

قرن‌ها بعد، غزه باز هم درگیر جنگ شد، با چهره‌ای دیگر، اما با همان رنج انسان و زمین.

شاید اگر صدای بتیس امروز از دل خاک برخیزد، چیزی جز این ن

گوید:

«قدرت‌ها می‌آیند و می‌روند، و مردم،.........


#ژورنالیست

انجمن مجازی خبرنگاران حامی محیط زیست

محيط زيست، دغدغه زندگيست.....

صدای زندگی و طبیعت، برای زمینِ بی‌صدا 🌍

Association of Environmental Journalists

🔹 https://journalistsirani.blogspot.com

🔹 @journalistsir | Instagram: @journalistsir (https://www.instagram.com/journalistsir)

🔹 @nahaleh_travels (https://www.instagram.com/nahaleh_travels)

Comments

Popular posts from this blog

وقتی زباله صنعتی اروپا را به‌اسم «توسعه» به انقلابیون ایران قالب کردند

خاورمیانه در دهه آتی

ناصر تقوایی درگذشت